نوشيروان کيهاني زاده
ديکته دلال ها
جمعه ـ پريروز ـ انتشار نظر يک دلال بورس نيويورک در رسانه ها (که احتمالاً تعمدي و برنامه ريزي شده بود) بهاي نفت خام را دفعتاً هر بشکه 11 دلار بالا برد و به رکورد بي سابقه 140 دلار و... رسانيد؛ درست دو برابر سال گذشته در آن روز. همين رسانه ها که در سال هاي اخير توسط کورپوريشن هاي بزرگ خارج از حرفه روزنامه نگاري خريداري شده اند به يک اشاره ضد ايران شائول موفاز (متولد تهران) وزير دفاع سابق اسرائيل را بزرگ کردند که شاخص سهام در بورس نيويورک هم 400 واحد سقوط کرد و بهاي نفت خام در بازار لندن نيز 140 دلار بالا رفت. حال آنکه ظرف يک روز و يک هفته و يک ماه بر آمار مصرف سوخت فسيلي افزوده نشده و توليد نفت خام در حد سابق است. در برابر انتشار اين اخبار، دولت واشنگتن هم واکنش نشان نداد، بنابراين اين مردم هستند که بايد نتايج آن را که افزايش بهاي بنزين و در نتيجه هزينه زندگاني است تحمل کنند. اينک اين سوال مطرح است که تا چه زمان انسان آگاه امروز مي تواند اين وضعيت را تحمل کند؟ در زمينه دموکراسي هم وضعيت از اين بهتر نيست. هدف دموکراسي انتخاب بهترين فرد آماده براي خدمت بي دريغ به جامعه است. آيا با روش (روال) انتخاب نامزد که دو حزب اصلي امريکا اجرا مي کنند، بهترين هاي 300 ميليون امريکايي همين دو نفر باقي مانده هستند؟ در اينجا هم نقش دلال ها (معروف به لابي ها) به چشم مي خورد. اين دلال ها به نفر دوم حزب دموکرات (حزبي که عضو شهريه ده داراي کارت و سازمان و تشکيلات لازم را ندارد) که چند دليگيت (نماينده) کمتر از نفر ديگر به دست آورده است، مي گويند؛ تو با 18 ميليون هوادار «نامزد مستقل» نشو که حزب دچار انشعاب مي شود؟، اين دلال ها در حقيقت خواست کورپوريشن هاي بزرگ را بازتاب مي دهند که نمي خواهند به منافع آنها کوچک ترين آسيبي برسد.
روزي که در ايران همه بانک ها ملي شدند
شوراي انقلاب ضمن مصوبه يي از 18 خرداد 1358 بانک هاي غيردولتي ايران را ملي اعلام کرد. اين تصميم 24 بانک غيردولتي و بانک مختلط را (که با مشارکت بانک هاي خارجي تاسيس شده بودند) شامل شد. به علاوه اعلام شد اين بانک ها با هم ادغام و بانک هاي بزرگ تري را به وجود خواهند آورد. در همان سال، قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز ضمن اصل 44 خود تاسيس بانک و بيمه غيردولتي را ممنوع ساخت. به موجب اصل 44، در ايران همه صنايع بزرگ، صنايع مادر، بازرگاني خارجي، معادن بزرگ، بانکداري، بيمه، تامين نيرو، سدها و شبکه هاي آبرساني، راديو ـ تلويزيون، پست و تلگراف و تلفن، هواپيمايي، کشتيراني، راه و راه آهن و... مالکيت عمومي دارند و در اختيار دولت بايد باشند. در اجراي مصوبه ملي شدن بانک ها، موسسات مالي غيردولتي براي دو روز تعطيل شدند. چندي بعد هم بهره کاري به دليل منع «ربا» در اسلام ممنوع شد و حساب هاي پس انداز به صورت قرض الحسنه (بدون بهره) درآمد.
ايران تنها ابرقدرت سراسر گيتي
ششم ژوئن سال 344 پيش از ميلاد اردشير دوم، شاه هخامنشي ايران شورش قبرسي ها برضد امپراتوري ايران را درهم شکست. قبرس از زمان داريوش بزرگ تا جنگ ايسوس و سلطه اسکندر بر شرق مديترانه، نزديک به دو قرن از سرزمين هاي امپراتوري ايران و پايگاه ناوگان ما در مديترانه بود. آتن طبق پيمان آنتالکيداس منعقده در سال 386 پيش از ميلاد حکومت ايران بر قبرس را به رسميت شناخته بود. طبق اين پيمان که به صلح جهاني معروف است، جهان يوناني زبان ايران را به عنوان قدرت اول گيتي به رسميت شناخته و متعهد شده بود که اقدامي برضد منافع ايران به عمل نياورد.
اوايل قرن گذشته، در اکتشافات باستان شناسي در قبرس تعدادي سکه ايراني رايج در قرن پنجم پيش از ميلاد (25 قرن پيش) به دست آمد.
قبرس پس از گسترش قلمرو امپراتوري روم تا شرق مديترانه به دست اين دولت افتاد. بعداً جمهوري «ونيز» آن را مالک شد و آنگاه به تصرف عثماني در آمد. عثماني چهارم ژوئن 1878 قبرس را در ازاي تعهد دولت انگلستان که در هر جنگ عثماني و روسيه از عثماني حمايت کند آن جزيره را به انگلستان واگذار کرد و اين دولت در سال 1914 (آغاز جنگ جهاني اول) قبرس را ضميمه خود ساخت. قبرس در پي يک به پاخيزي طولاني و خونين بر ضد سلطه انگلستان، در سال 1960 استقلال به دست آورد و جمهوري شد. با وجود اين، دولت انگلستان پايگاه نظامي خود در آن جزيره را حفظ کرده است. در دهه 1970 ترک هاي قبرس که در دوران سلطه عثماني به اين جزيره مهاجرت کرده بودند با کمک نظامي ترکيه که نيرو به قبرس فرستاده بود اين جزيره را تجزيه کردند که اين مساله در حال حل شدن است. اردشير دوم از سال 404 تا 358 پيش از ميلاد حکومت کرد. از رويدادهاي معروف دوران حکومت او، شورش برادرش کوروش کوچک است که مدعي سلطنت بود و در جنگ «کوناکسا» کشته شد و شرح اين شورش را گزنفون مورخ و ژنرال يوناني در کتاب «عقب نشيني ده هزار نفري» آورده است.
اخراج شهر به شهر سلوکي ها از مشرق زمين
در ادامه اخراج «شهر به شهر» سلوکيان (جانشينان اسکندر مقدوني) از مشرق زمين، پنجم ژوئن سال 154 پيش از ميلاد مهرداد شاه وقت اشکاني ايران منطقه بابل (عراق جنوب غربي امروز) را تصرف کرد و قلمرو خود را تا آن سوي فرات گسترش داد. وي پس از فتح بابل، بدون درنگ، به تلاش براي بيرون راندن بازماندگان مقدوني ها از شرق ادامه داد.
www.iranianshistoryonthisday.com
ديکته دلال ها
جمعه ـ پريروز ـ انتشار نظر يک دلال بورس نيويورک در رسانه ها (که احتمالاً تعمدي و برنامه ريزي شده بود) بهاي نفت خام را دفعتاً هر بشکه 11 دلار بالا برد و به رکورد بي سابقه 140 دلار و... رسانيد؛ درست دو برابر سال گذشته در آن روز. همين رسانه ها که در سال هاي اخير توسط کورپوريشن هاي بزرگ خارج از حرفه روزنامه نگاري خريداري شده اند به يک اشاره ضد ايران شائول موفاز (متولد تهران) وزير دفاع سابق اسرائيل را بزرگ کردند که شاخص سهام در بورس نيويورک هم 400 واحد سقوط کرد و بهاي نفت خام در بازار لندن نيز 140 دلار بالا رفت. حال آنکه ظرف يک روز و يک هفته و يک ماه بر آمار مصرف سوخت فسيلي افزوده نشده و توليد نفت خام در حد سابق است. در برابر انتشار اين اخبار، دولت واشنگتن هم واکنش نشان نداد، بنابراين اين مردم هستند که بايد نتايج آن را که افزايش بهاي بنزين و در نتيجه هزينه زندگاني است تحمل کنند. اينک اين سوال مطرح است که تا چه زمان انسان آگاه امروز مي تواند اين وضعيت را تحمل کند؟ در زمينه دموکراسي هم وضعيت از اين بهتر نيست. هدف دموکراسي انتخاب بهترين فرد آماده براي خدمت بي دريغ به جامعه است. آيا با روش (روال) انتخاب نامزد که دو حزب اصلي امريکا اجرا مي کنند، بهترين هاي 300 ميليون امريکايي همين دو نفر باقي مانده هستند؟ در اينجا هم نقش دلال ها (معروف به لابي ها) به چشم مي خورد. اين دلال ها به نفر دوم حزب دموکرات (حزبي که عضو شهريه ده داراي کارت و سازمان و تشکيلات لازم را ندارد) که چند دليگيت (نماينده) کمتر از نفر ديگر به دست آورده است، مي گويند؛ تو با 18 ميليون هوادار «نامزد مستقل» نشو که حزب دچار انشعاب مي شود؟، اين دلال ها در حقيقت خواست کورپوريشن هاي بزرگ را بازتاب مي دهند که نمي خواهند به منافع آنها کوچک ترين آسيبي برسد.
روزي که در ايران همه بانک ها ملي شدند
شوراي انقلاب ضمن مصوبه يي از 18 خرداد 1358 بانک هاي غيردولتي ايران را ملي اعلام کرد. اين تصميم 24 بانک غيردولتي و بانک مختلط را (که با مشارکت بانک هاي خارجي تاسيس شده بودند) شامل شد. به علاوه اعلام شد اين بانک ها با هم ادغام و بانک هاي بزرگ تري را به وجود خواهند آورد. در همان سال، قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز ضمن اصل 44 خود تاسيس بانک و بيمه غيردولتي را ممنوع ساخت. به موجب اصل 44، در ايران همه صنايع بزرگ، صنايع مادر، بازرگاني خارجي، معادن بزرگ، بانکداري، بيمه، تامين نيرو، سدها و شبکه هاي آبرساني، راديو ـ تلويزيون، پست و تلگراف و تلفن، هواپيمايي، کشتيراني، راه و راه آهن و... مالکيت عمومي دارند و در اختيار دولت بايد باشند. در اجراي مصوبه ملي شدن بانک ها، موسسات مالي غيردولتي براي دو روز تعطيل شدند. چندي بعد هم بهره کاري به دليل منع «ربا» در اسلام ممنوع شد و حساب هاي پس انداز به صورت قرض الحسنه (بدون بهره) درآمد.
ايران تنها ابرقدرت سراسر گيتي
ششم ژوئن سال 344 پيش از ميلاد اردشير دوم، شاه هخامنشي ايران شورش قبرسي ها برضد امپراتوري ايران را درهم شکست. قبرس از زمان داريوش بزرگ تا جنگ ايسوس و سلطه اسکندر بر شرق مديترانه، نزديک به دو قرن از سرزمين هاي امپراتوري ايران و پايگاه ناوگان ما در مديترانه بود. آتن طبق پيمان آنتالکيداس منعقده در سال 386 پيش از ميلاد حکومت ايران بر قبرس را به رسميت شناخته بود. طبق اين پيمان که به صلح جهاني معروف است، جهان يوناني زبان ايران را به عنوان قدرت اول گيتي به رسميت شناخته و متعهد شده بود که اقدامي برضد منافع ايران به عمل نياورد.
اوايل قرن گذشته، در اکتشافات باستان شناسي در قبرس تعدادي سکه ايراني رايج در قرن پنجم پيش از ميلاد (25 قرن پيش) به دست آمد.
قبرس پس از گسترش قلمرو امپراتوري روم تا شرق مديترانه به دست اين دولت افتاد. بعداً جمهوري «ونيز» آن را مالک شد و آنگاه به تصرف عثماني در آمد. عثماني چهارم ژوئن 1878 قبرس را در ازاي تعهد دولت انگلستان که در هر جنگ عثماني و روسيه از عثماني حمايت کند آن جزيره را به انگلستان واگذار کرد و اين دولت در سال 1914 (آغاز جنگ جهاني اول) قبرس را ضميمه خود ساخت. قبرس در پي يک به پاخيزي طولاني و خونين بر ضد سلطه انگلستان، در سال 1960 استقلال به دست آورد و جمهوري شد. با وجود اين، دولت انگلستان پايگاه نظامي خود در آن جزيره را حفظ کرده است. در دهه 1970 ترک هاي قبرس که در دوران سلطه عثماني به اين جزيره مهاجرت کرده بودند با کمک نظامي ترکيه که نيرو به قبرس فرستاده بود اين جزيره را تجزيه کردند که اين مساله در حال حل شدن است. اردشير دوم از سال 404 تا 358 پيش از ميلاد حکومت کرد. از رويدادهاي معروف دوران حکومت او، شورش برادرش کوروش کوچک است که مدعي سلطنت بود و در جنگ «کوناکسا» کشته شد و شرح اين شورش را گزنفون مورخ و ژنرال يوناني در کتاب «عقب نشيني ده هزار نفري» آورده است.
اخراج شهر به شهر سلوکي ها از مشرق زمين
در ادامه اخراج «شهر به شهر» سلوکيان (جانشينان اسکندر مقدوني) از مشرق زمين، پنجم ژوئن سال 154 پيش از ميلاد مهرداد شاه وقت اشکاني ايران منطقه بابل (عراق جنوب غربي امروز) را تصرف کرد و قلمرو خود را تا آن سوي فرات گسترش داد. وي پس از فتح بابل، بدون درنگ، به تلاش براي بيرون راندن بازماندگان مقدوني ها از شرق ادامه داد.
www.iranianshistoryonthisday.com
نوشته شده توسط سمیرا بلوکی | لینک
|
